مقاله درباره مثنوی معنوی چه می دانید؟ در وبلاگ موسسه باغ آینه

درباره مثنوی معنوی چه میدانید؟

درباره مثنوی معنوی چه میدانید؟

مثنوی معنوی از جمله آثار فاخر ایران زمین است و تک تک ابیات آن جزء خارق العاده ترین تنوع ادبیات است. باتوجه ه سبک به خصوصی که مثنوی معنوی دارد قاعدتا باید مورد ستایش انسان ها قرار گیرد اما باتوجه به ارزش هایی که امروزه در جامعه معنا یافته است روز به روز شاهد کم لطفی و بی توجهی به این اثر ادبی ارزشمند هستیم. تک تک آموزشگاههای هنری و تمام مراکز فرهنگی در قبال حفظ آثار ارزشمندی چون مثنوی معنوی مسئول هستند.

باغ آینه نیز به عنوان یکی از برترین مراکز فرهنگی هنری در سطح استان البرز خود را در قبال حفظ آثار فاخر و ارزشمندی چون مثنوی معنوی مسئول میداند و همواره برای حفظ و گسترش آن تلاش مینماید. در این مقاله قصد داریم شما عزیزان را تا حدی با مثنوی معنوی آشنا سازیم و به امید روزی هستیم که این آثار ارزشمند جایگاه ویژه خود را به دست آورده و بیشاز گذشته مورد مطالعه قرار گیرند.

مثنوی معنوی چیست ؟

مثنوی معنوی چیست ؟

قطعا همه ما ایرانیان برای یک بار هم که شده نام مثنوی معنوی و یکی از اشعار فاخر آن را را شنیده ایم. اما در مورد مثنوی چه میدانیم؟ در این قسمت قصد داریم شما را با مثنوی معنوی آشنا سازیم. در واقع مثنوی معنوی که گاها آن را با مثنوی مولوی نیز میشناسیم کتابی شعر است که شاعر بزرگ ایران زمین مولانا جلال الدین بلخی آن را سروده است. مثنوی معنوی از جمله بزرگترین آثار ایرانیان است که شامل 26000 بیت است و در سراسر این ابیات میتوان مدح و ستایش و عشق الهی را درک کرد. در واقع مثنوی معنوی را میتوان در گروه ادبیات عرفانی قرار داد. مولانا شاعر و عارف بزرگ ایرانی تمام این 26000 بیت را در شش دفتر ارائه داد. اگر شما اهل ادبیات و شعر پارسی باشید قطعا با قالب های شعری تا حدی آشنایی خواهید داشت. مثنوی معنوی همانطور که از نامش مشخص است در قالب شعری مثنوی سروده شده است و نام کتاب نیز برگزفته از قالب سروده ها میباشد.

برای من به شخصه همواره این موضوع سوال برانگیز بوده که آیا تنها مولانا بوده که از این سبک و قالب شعر استفاده نموده و این دلیلی بر برتری مثنوی معنوی است؟ با اندکی تحقیق و تفحس به این موضوع پی بردم که پیش از مولانا نیز شاعران بزرگی همچون عطار و سنایی نیز با استفاده از این قالب شعر هایی پر بار ارائه داده بودند اما سبک شعرهای مولانا به جهت بعد معنوی و آموزنده ای که دارد نسبت به سایر اشعار بیشتر مورد استقبال قرار گرفت و البته این موضوع به این معنا نیست که اشعار نام برده از ارزش کمتری برخوردار است بلکه هر انسانی باتوجه به روحیات و افکاری که دارد نوع به خصوصی از شعر را انتخاب کرده و به مطالعه آن میپردازد اما به جهت آرامشی که اغلب انسان ها از اشعاری با مفهوم معنوی دریافت میکنند میتوان گفت مثنوی معنوی نسبت به سایر اشعار معنوی میزان توجه بیشتری را به خود جلب کرده است.

یکی از نقاط برتری مثنوی معنوی نسبت به سایر سروده های قالب مثنوی انسجام درونی شعر ها است، در کتاب مثنوی مولوی 424 شعر به صورت منسجم و پی دی پی در مدح و ستایش پروردگار و سختی هایی که هر انسانی در راه رسیدن به پروردگار طی میکند، پرداخته شده است  و این موضوع به خوبی حاکی از ذهن باز و دید گسترده شاعر بزرگ مولانا میباشد.

اگر شما تا به حال به مطالعه ابیات مثنوی معنوی اقدام نکردید پیشنهاد میکنید برای یکبار هم که شده به سراغ این کتاب ارزشمند بروید و از مضامین نهفته در این اشعار استفاده کنید. نکته جالبی که در کتاب مثنوی مولوی وجود دارد جذابیت شروع ابیات است. هنگام گشودن مثنوی هجده بیت ابتدایی آنچنان کششی در خواننده ایجاد میکند که دیگر قادر به کنار گذاشتن کتاب نخواهد بود. این هجده بیت ابتدایی مثنوی مولوی که به نی نامه شهرت دارد درواقع چکیده ای مفهومی از شش دفتر میباشد.

البته شاید امروز تمام انسان هایی که مثنوی معنوی را سرلوحه زندگی خود قرار میدهند باید وجود این کتاب ارزشمند را مدیون یکی از شاگردان مولانا به نام ” حسام الدین حسن چلپی ” باشند زیرا درخواست های مکرر وی از مولانا بود که منجر به ثبت سروده های مولانا گردید. مطابق تحقیقات و جست و جوهایی که در سراسر تاریخ صورت گرفته است میتوان گفت نخستین جلد کتاب مثنوی معنوی در سال 622 تا 672 هجری یا به عبارتی در سال 1260میلادی تالیف شد. همانطور که در قسمت فوق به این موضوع اشاره شد نام گذاری این کتاب نیز از حیث قالب سروده ها عنوان مثنوی را اخذ کرده و امروز ما آن را به نام مثنوی معنوی میشناسیم.

آیا کتاب مثنوی مولوی تنها برای ایرانیان قابل ستایش است ؟

آیا کتاب مثنوی مولوی تنها برای ایرانیان قابل ستایش است ؟

یکی از سوالاتی که همواره ذهن افراد علاقمند به ادبیات به خصوص اشعار مولانا را به خود درگیر کرده است میزان اهمیت کتاب مثنوی معنوی برای سایر ملت ها است. البته این موضوع کاملا قابل تامل است. برای درک آن تنها کافی است اندکی دیدگاه خود را تغییر داده و فارق از هرگونه ملیت و قومیتی موضوع را بررسی کنید. قاعدتا پس از کنار گذاشتن ملیت های مختلف به بشریت خواهیم رسید. نکته جالب توجه این است که کتاب مثنوی معنوی آنچنان عمیق و گسترده است که نه تنها ایرانیان را تحت تاثیر قرار میدهد بلکه در ملیت ها و کشور های دیگر نفوذ کرده و افراد در ملت های دیگر با زبان و فرهنگ متفاوت نسبت به اشعار مثنوی معنوی علاقمند هستند. این علاقمندی تا جایی پیشرفته است که نشریه گاردین از مثنوی معنوی به عنوان یکی از صد کتاب برتر بشریت یاد کرده و این عامل باعث شده است امروز شاهد اشعار مثنوی مولوی در زبان های دیگر نیز باشیم.

مثنوی معنوی از حیث محتوی

محتوی مثنوی

هر یک از کتاب هایی که تا کنون با آن مواجه شدیم به جهت محتوی متنی و ظاهر به خصوصی که دارند در ذهن ما حک شده و گاها از مفاهیم آن در زندگی یا صحبت های روزمره استفاده میکنیم. در این قسمت قصد داریم مثنوی مولوی به عنوان یکی از بزرگترین و ارزشمندترین آثار ادبیات پارسی که در ژانر اشعار ادبی قرار دارد را مورد بررسی قرار دهیم.

قطعا این موضوع ذهن شما را درگیر کرده است که محتوی مثنوی معنوی چیست که  تا این حد انسان ها در سراسر این کره خاکی نسبت به آن علاقه و اشتیاق نشان میدهند، قطعا مضمون و محتوای این کتاب آنچنان گیرا و جذاب است که تک تک انسان ها را به وجد می آورد.

با بررسی های صورت گرفته در مثنوی معنوی میتوان گفت این کتاب شامل حکایت های مختلف است که در قالب شعر مثنوی نوشته شده است. در واقع استفاده از حکایت های مختلف برای بیان منظور شاعر یکی از روش های مرسوم در مثنوی های صوفیانه بود. مولانا نیز حکایت های مختلف را بهترین ابزار برای بیان احساسات و مفاهیم میدانست و برای سرودن اشعار دفترهای خود از حکایات قدیمی استفاده میکرد. اما بر خلاف تصورات این حکایات نظم مشخصی ندارد. مولانا برای بیان روایت ها و حکایت های مختلف از تمام موجودات اطرافش اعم از پادشاه، چوپان ، درویشان ، حیوانات و … بهره گرفت و با استفاده از ظرافت های شاعرانه خود توانست با استفاده از تک تک این روایات که در سبک های مختلفی با شخصیت های مختلف بیان میشد. در مورد تاریخچه این حکایات باید بگوییم عموما حکایت هایی که مولانا در اشعار خود برای بیان موضوعات مختلف استفاده میکرد ریشه در روایات و داستان های قدیمی داشت و حتی دقیقا برخی از حکایات مطرح شده عینا در منطق الطیر عطار موجود است و از این حیث میتوان به این موضوع پی برد که تمامی حکایات ریشه در داستان ها و روایت های گذشتگان دارد.

مولانا در مثنوی خود نه تنها اشعار و روایات مختلف عطار نیشابوری را الگو قرار میداد بلکه با نگاهی عمیق در اشعار و کتاب مثنوی میتوان به این موضوع پی برد که یکی از بزرگترین الگوبرداری های مولانا از سری کتب و روایات شمس تبریزی استخراج شده است.

آخرین داستانی که در مثنوی بیان شده است مربوط به ” شاهزادگان و دژ هوش ربا ” میباشد و در دفتر ششم مثنوی است و متاسفانه به جهت وفات این شاعر و عارف فاخر ایران زمین این دفتر ناقص ماند. در واقع دفتر ششم به عنوان آخرین دفتر مثنوی معنوی دفتری ناتمام است و چه بسا اگر عمر مجال میداد انسان ها امروز شاهد اشعار بیشتر مولانا بودند و از آن لذت میبردند. البته مثنوی نویسی پس از مولانا خاتمه نیافت و دقیقا پس از وفات مولانا پسر او نیز مثنوی زیبا و با مضمونی گیرا دارد و در این مثنوی از اندوه وفات مولانا نیز صحبت شده است.

عموما هنگامی که داستانی نیمه رها میشود خوانندگان همواره به دنبال ان هستند و نتیجه داستان نقش مهمی در انتقال مفهوم دارد. اگر شما هم در گروه افرادی قرار دارید که ناتمام ماندن مثنوی معنوی ذهنتان را درگیر کرده است پیشنهاد میکنیم به آثار فاخر و ارزشمند شمس تبریزی مراجعه کرده و از انتهای داستان و روایت مورد نظر اطلاع یابید.

یکی از نقاط قوت مثنوی معنوی نسبت به سایر آثار مثنوی استفاده از ساده ترین و قابل درک ترین اتفاقات روزمره ای است که مولانا از آن برای انتقال مفاهیم عرفانی استفاده میکرد. با خواندن مثنوی به خوبی میتوان به این موضوع پی برد مولانا نه تنها یک شاعر خبره است بلکه یک عارف است که از تک تک لحاظ زندگی و حتی ساده ترین اتفاقات روزمره خود برای نزدیکی به پروردگار استفاده میکرد. البته این تنها نقطه برتری مثنوی معنوی نسبت به سایر آثار ادبی هم عصر نیست بلکه یکی دیگر از مشهود ترین نقاط برتری و تمایز مثنوی معنوی بسط های طولانی داستان و روایات مختلف است که گاه باعث دور شدن مقصد دریافت هدف روایت است اما تمام این جزئیات باعث شیرینی و تاثیرگذاری مثنوی در انسان شده است. با نگاهی عمیق به سراسر مثنوی معنوی به خوبی میتوان به این پی برد که مولانا بیش از ان که بخواهد به شکل ظاهری و سبک شعر خود توجه کند به انتقال مفاهیم توجه داشته است و به نظر من این نکته به عنوان کلید طلایی اثر مثنوی معنوی است.

حال که صحبت از محتوی متنی مثنوی است چه خوب است که اندکی در مورد جزئیات مفهوم مثنوی نیز بپردازیم. قاعدتا هر کتابی که مفاهیم عمیق و جامعی دارد مخاطب های به خصوصی نیز دارد. اما یکی از محاسن بزرگ مثنوی معنوی همه جانبه بودن آن است که مخاطبین عامی را به خود اختصاص داده است. اگر بخواهیم مثنوی را از لحاظ سبک گفتار مورد بررسی قرار دهیم باید بگوییم مفاهیم موجود در مثنوی را میتوان از باب فهم خوانندگان به سه دسته تقسیم بندی کرد.

  • عام : قسمت محتوای عام مثنوی به قسمتی از مثنوی گفته میشود که مختص گروه عام جامعه سروده شده است و بالطبع هر فردی باتوجه به میزان درک و فهم خود میتواند از مفاهیم مندرج در این اثر ارزشمند استفاده نماید. اگر بخواهیم به صورت جزئی این بخش عام از مثنوی را معرفی کنیم باید بگوییم اغلب قسمت های مثنوی که حالت پند و اندرز دارد در این دسته از سبک گفتاری قرار دارد و همگان میتوانند از آن استفاده کنند و در زندگی نیز این پندها را اعمال نمایند.
  • خاص : محتوای خاص نیز همانطور که از نامش پیداست به گفتار خاص مولانا اختصاص داده میشود اما منظور از گفتار خاص چیست، با اندکی تامل در جزئیات سروده های مولانا به خوبی میتوان به بخش هایی پی برد که گویی شاعر تنها این قسمت را برای افراد به خصوصی که درک بالایی از این جهان و هستی دارند سروده است. البته این سروده ها از هیچ شخصی پوسیده نیست بلکه از نظر مفهوم و معنایی آنچنان بار عمیقی دارد که تنها برخی افراد با قدرت درک بالای خود میتوانند به این مفاهیم دست یابند و از آن استفاده نمایند.
  • اخص : آخرین بخشی که از آن میتوان به عنوان آخرین سبک گفتاری مولانا یاد میشود میتوان به بخش اخص اشاره کرد. این بخش را با نام هایی همچون متشابهات نیز میشناسیم. متشابهات به بخشی از گفتار مولانا تعلق دارد که درک آن بسیار دشوار است و قاعدتا از درک گروه عام جامعه فراتر میباشد. این بخش همانطور که از نامش مشخص است یادآور متشابهات قرآنی است. البته بسیاری از این متشابهات با مراجعه به قرآن و داستان های قرآنی قابلیت بسط و تشریح دارند که از جمله این موارد میتوان به سروده ای با مضمون بیهوش شدن پیامبر ( ص) هنگام مواجه شدن با جبرئیل اشاره کرد. در مقابل برخی دیگر از این سروده ها که در سبک گفتاری متشابهات و یا اخص قرار دارد آنچنان سنگین و پیچیده است که یا شامل مضامین و تشریحات مختلف است و یا اصلا تاکنون تشریحی برای آن یافت نشده است. البته روایات مختلفی در رابطه با عدم تشریح های مختلف از روایات است که عده ای بر این عقیده هستند، سکوت مولانا باعث تیرگی و تار شدن برخی از مفاهیم شده است.
مثنوی از دیدگاه عرفان

مثنوی از دیدگاه عرفان

در سراسر این متن بارها و بارها به این موضوع اشاره کردیم مولانا از جمله شاعران و عارفان بزرگ و به نام زمان خود بوده و مثنوی معنوی نیز سراسر مدح و ستایش پروردگار است و بهترین اثر هنری است که انسان را به پروردگارش نزدیک تر مینماید. در این قسمت قصد داریم منحصرا مثنوی را از دیدگاه عرفان مورد بررسی قرار دهیم.

تفکرات عرفانی مولانا بر هیچ شخصی پوشیده نیست اما عرفان نیز به خودی خود شاخه های مختلفی دارد و افرادی که به دنبال عرفان و راه های نزدیک شدن به پروردگار هستند به خوبی نسبت به این مسائل آگاهی دارند. اما سوال اینجاست که دیدگاه و تفکرات عرفانی مولانا چه بود؟ برای یافتن این پاسخ بهترین راه مراجعه به کلیات شمس و تحلیل و بررسی آن است. اما دلیل این ارجاع آن است که مولانا برای درک مفاهیم عمیق عرفان سال ها از تجربیات شمس تبریزی بهره گرفته است و به نوعی میتوان گفت مولانا در مسیر عرفان و قرار گیری در مسیر تعالی و نزدیک شدن به پروردگار مرید شمس تبریزی بود.

اما در مقابل اگر بخواهیم در نوع رفتار، طرز فکر ، برداشت های شخصی وی از زندگی تامل کنیم غزل ها و کتاب هایی در وصف شمس تبریزی کمکی به ما نخواهد کرد و در مقابل بهترین پیشنهاد مطالعه مثنوی معنوی است زیرا همانطور که در قسمت فوق به این موضوع اشاره شد مولانا از روایات و اتفاقات روزمره زندگی خود برای بیان عرفان و دیدگاهش استفاده نموده است و با مطالعه اشعار مثنوی معنوی به راحتی میتوان به عمق نفوذ عرفان و تاثیر عرفان بر زندگی شخصی وی پی برد.گذشته از آن مولانا با استفاد =ه از تفکر و برداشت خویش از زندگی قصد تعلیم راه های قرب به پروردگار را داشته به همین جهت افرادی که به دنبال یافتن راه هایی هستند که به پروردگار خویش نزدیک شوند مثنوی معنوی بهترین گزینه است.

افرادی که به دنبال عرفان هستند قطعا راه ها و روش های صوفی گری مختلف را میشناسند و در رابطه با راه های صوفی گری از گذشته تا به امروز آشنایی دارند. همانطور که در ابتدای این مقاله به این موضوع اشاره شد مولانا در مثنوی معنوی با استفاده از حکایات و روایات مختلف قصد ارائه مضمون های مشخص صوفی گری را داشته است. اما اگر به خوبی این روش ها را بررسی کنیم به خوبی تناقض آن را با  صوفی گری امام محمد غزالی درمیابیم. اگر بخواهیم به صورت کلی به اصول صوفی گری بنگریم متوجه مفاهیم و اصولی از جمله «نفرت از دنیا و عشق به خدا»، «فنای در خود و بقای در خدا» و… پی میبریم اما نکته جالبی که در اشعار مثنوی معنوی وجود دارد تعارض اصول صوفی گری مولانا با سایر اصول است. با نگاهی عمیق به اشعار و ابیات مثنوی معنوی به خوبی میتوان این تعارض را درک نمود. مثنوی مولوی دقیقا در نقطه مقابل قرار دارد زیرا به اصول و عقایدی همچون «حیات دینی روح» و «اشتیاق روح به اتحاد با حق» بیش از هر چیز دیگر توجه شده است. این موضوع به خوبی بیانگر دیدگاه گسترده مولانا از جهان و درک هستی دارد.

البته دیدگاه های مختلفی از سمت عارفان نسبت به نظر و بیان مولوی وجود دارد گروهی بر این عقیده هستند که دیدگاه مولانا در مثنوی معنوی نه تنها در تعارض با اصول و عقاید کلی عرفان نبوده بلکه از جنبه ای دیگر به قضیه توجه شده است و به نوعی هیچ تعارضی در دیدگاه عرفان مولانا وجود نداشته و این تنها جنبه دیگری از عرفان است که در نهایت کامل کننده اصول اصلی صوفی گری میباشد.

ارتباط مثنوی با شمس تبریزی

ارتباط عمیق مثنوی معنوی با شمس تبریزی

خب تا الان قطعا تمام انسان هایی که برای یک بار هم که شده مثنوی معنوی را مورد مطالعه قرار دادند نامی از شمس تبریزی شنیده اند. اما ارتباط شمس تبریزی و مثنوی چه بوده. اگر بخواهیم نگارش مثنوی را از لحاظ بعد تاریخی مورد نقد و بررس یقرار دهیم به خوبی به این موضوع پی میبریم که بزرگ ترین سهم سرودن اشعار مثنوی معنوی به آشنایی مولانا با شمس تبریزی تعلق دارد.

مولانا 40 سال از عمر خود را با عقاید و افکار شخصی خود که ناشی ازروحیات و آموخته های وی از زندگی بود سپری کرد و دقیقا در سن چهل سالگی با شمس تبریزی آشنا شده و مدت چهار سال از زندگی خود را با او گذراند و از دیدگاه های او از زندگی استفاده نمود. البته این ملاقات مولانا و شمس تبریزی و این چهار سال دوستی تاثیر عمیقی بر زندگی و افکار مولانا داشت. این تاثیراتتا حدی است که مولانا بارها و بارها نامی از شمس تبریزی با عبارت های مختلف نظیر شمس، خورشید، آفتاب در مثنوی خود آورده است و بدون شک میتوان گفت تمامی این کلمات به شمس تبریزی اشاره دارد و این بزرگ ترین ردپای افکار شمس تبریزی در زندگی مولانا است.

اگر چه مثنوی معنوی آنچنان وسیع و گسترده است که نمیتوان جزئیات نگارش آن را در یک مقاله خلاصه کرد اما در این مقاله سعی داشتیم اندکی شما را با عجایب و برتی های این اثر ارزشمند آشنا سازیم و گامی کوچک در راستای حفظ و گسترش مفاهیم آن برداریم.

منبع : ” بلاگ باغ آینه “

نظرتان را بنویسید

سبد خرید