شاهنامه شناسی

شاهنامه شناسی

شاهنامه شناسی

شاهنامه یکی از بزرگترین و جامع ترین آثار ادبی ایرانیان است که بسیار باعث افتخار ایرانیان است و امروزه در فرهنگ ایران و ملت ایران جایگاه ارزشمند خود را از دست داده است.

باتوجه به کاهش علاقمندی افراد جامعه نسبت به حفظ و انتقال آثار ادبی قدیمی باغ آینه به عنوان یکی از موسسه های فرهنگی و هنری معتبر در سطح کرج وظیفه خود میداند تا با استفاده از راهکارهای به خصوصی این آثار غنی را زنده نگه دارد و آن را به نسل های بعدی انتقال دهد.

در راستای تحقق این هدف کارشناسان ما تحقیقات همه جانبه ای داشته تا بتوانند راهکاری متناسب با سطح فرهنگی جامعه ارائه دهند. از این رو تصمیم به ارائه مقالات ادبی و ارائه تاریخچه آثار ادبی ، به راه انداختن چالش های ادبی برای هنرجویان ، برگزاری کلاس ها و دوره های ادبی مختلف داشتیم تا از این طریق بتوانیم گام کوچکی در جهت حفظ آثار ادبی ارزشمند و غنی برداریم و علاقمندی در نسل امروز ایجاد نماییم.

این مقاله نیز در راستای ارائه تاریخچه ای از شاهنامه است تا شما عزیزان را از این طریق با آثار خارق العاده جهانی شاهنامه فردوسی آشنا سازیم.

شاهنامه فردوسی

شاهنامه فردوسی

قطعا همه ما یک بار هم که شده نام شاهنامه را شنیده ایم. شاهنامه یکی از ارزشمندترین و غنی ترین آثار ادبی منظوم است که توسط حکیم فردوسی سروده شده است. اما چرا این اثر ادبی در میان هزاران اثر ادبی ایرانیان از این چنین درجه والایی برخوردار است؟

یکی از اعجاب این اثر ارزشمند فردوسی وزن شعر های آن است. البته شاهنامه آنچنان هوشمندانه و هنرمندانه سروده شده است که اگر بخواهیم به اعجاب و برتری این اثر ادبی ارزشمند اشاره کنیم باید لیستی بلند بالا تهیه کنیم، اما یکی از مواردی که باعث خارق العاده شدن این اثر شده است وزن شعر ها میباشد.

نکته قابل توجه که باعث برتری این اثر حکیم فردوسی شده است استفاده از وزن ” فَعولُن فعولن فعولن فَعَلْ/ فَعولْ ” میباشد. اما شاید به نظر شما چیز عجیبی نباشد نکته دیگری که در مورد این اشعار وجود دارد تعداد ابیائتی است که بر این وزن سروده شده است. مطابق دستنوشته های تاریخی که وجود دارد میتوان گفت تعداد ابیات شاهنامه چیزی حدود 50000 بیت الی 61000 بیت است. این ابیات را همچون گنجینه با ارزش ایرانیان دانست زیرا در طول تاریخ با کمتر اثر هنری مواجه میشویم که این چنین خلاقانه و هنرمندانه سروده شده باشد و ماجرایی حماسی را اینگونه استادانه در قالب شعرهای منظوم بیان کرده باشد.

اما خلق اثر ادبی خارق العاده حکیم فردوسی سالیان سال به طول انجامید و حکیم فردوسی سالیان طولانی از عمر خود را به سرودن این اشعار اختصاص داد، آن گونه که تاریخ بیانگر این موضوع است سراییدن شاهنامه چیزی بالغ بر سی سال به طول انجامید. این شاعر به نام ایرانی به صورت پیوسته قسمت زیادی از سال های زندگی خود را صرف خلق این اثر ارزشمند کرده است .

اما مهم ترین نکته ای که در هر اثر ادبی نهفته است و محتوا و مفهوم پنهان در بطن اشعار و کلمات است. در واقع زیبایی تمام اشعار و متون ادبی در مفهومی است که انتقال میدهد. اما در مورد شاهنامه این اثر فاخر اوضاع به چه صورتی است و محتوای آن چیست که تا این حد ارزشمند تلقی میشود و مورد تقدیر جوامع و ملل دیگر است؟

در حالت کلی شاهنامه از لحاظ محتوای متنی در زمره آثار ادبی منظوم و حماسی قرار دارد در واقع اگر بخواهیم دید کلی نسبت به این اثر ویژه ادبی داشته باشیم باید بگوییم در حالت کلی حکیم فردوسی سعی در بیان افسانه ها و وقایع تاریخی ایران زمین را از آغاز تا زمان حمله قوم موغول به ایران که در قرن هفتم میلادی  رخ داد، داشته است.  اما اگر بخواهیم نگاهی دقیق تر و جزئی تر به قضیه داشته باشیم باید بگوییم این اثر ادبی بینظیر از سه قسمت تاریخی ، اسطوره ای و اساطیری تشکیل شده است که هر قسمت به نوبه خود برتری ویژه ای دارد. از لحاظ تاریخی و واقعیتی که این اثر ادبی نقل میکند تنها به چهار سلسله پادشاهی اختصاص داده شده است.

پادشاهان در اثر فاخر حکیم فردوسی

حکیم فردوسی از لحاظ تاریخی کدام دودمان پادشاهی را نقل کرده است؟

سوالی که همواره ذهن تمام افراد را به خود مشغول کرده است کشف دوران پادشاهی است که حکیم فردوسی وقایع آن را نقل کرده است. مطابق تحقیقات به عمل آمده میتوان گفت حکیم فردوسی در این اثر فاخر خود به نقل از دوران چهار پادشاهی پیشدادیان ، کیانیان ، اشکانیان و ساسانیان پرداخته است.

پیشدادیان : یکی از نخستین سلسله پادشاهی است که در شاهنامه از آن یاد شده است. پیشدادیان در اوستا با نام پردات معرفی میشوند که در لغت به معنای مقدم است. لازم به ذکر است که در زمان های گذشته این قوم را با این نام نمیشناختند بلکه بعدها به مرور زمان این نام به این قوم تعلق گرفت.

اگر شاهنامه را از نخستین قسمت های کتاب مورد بررسی و مطالعه قرار دهیم به خوبی درک خواهیم کرد که چرا پیشدادیان را با این نام معرفی کرده اند. نخستین پادشاهی که حکیم فردوسی به توصیف آن زمان پرداخت پادشاهی پیشدادیان بوده است که فرمانروای آن کیومرث بود. در واقع کیومرث نخستین فرمانروا و خستین پادشاهی بود که در شاهنامه از او یاد شد. اما در مجموعه نوشته های اوستایی اوضاع به چه صورت بود؟

پس تز مطالعات به عمل آمده نسبت نوشته های تاریخی اوستایی به این نتیجه رسیدیم که کیومرث در این نوشته ها نیز نخستین فردی بوده است که از دستورات اهورامزدا پیروی کرده است.  در مورد فرمانروایی و وجود کیومرث سخن های بسیاری است و هر تاریخنگاری بر اساس شواهد و اعتقادات خود کیومرث را میشناسد اما در این قسمت از مقاله تنها قصد داریم شاهنامه را از بعد معرفی پادشاهان مورد بررسی قرار دهیم به همین جهت به همین اندازه از اطلاعات بسنده میکنیم.

کیانیان : کیانیان نیز یکی دیگر از سلسله پادشاهی ایرانیان باستان است که در شاهنامه بارها و بارها از آن یاد شده است. البته نه تنها از این سلسله پادشاهی ایرانی در شاهنامه بلکه در سایر کتب تاریخی اوستا ، کتب مقدس زرتشتیان و… از کیانیان به عنوان یکی از سلسله های ایرانی یاد شده است.

مطابق تاریخ و آنچه که تاریخ شناسان نقل کرده اند میتوان گفت سلسله کیانیان به خودی خود شامل سه دوره مختلف بوده است که از پادشاهی کی قباد تا کی خسرو را شامل میشود. اگر شاهنامه را مورد بررسی قرار دهیم بارها و بارها با نام این پادشاهان و فرماروایاون مواجه خواهیم شد.

سلسله کیانیان با روی کار آمدن کی قباد به عنوان پادشاه آن زمان آغاز میشود و در نهایت به مرور زمان با ناپدید شدن کی خسرو به پایان میرسد. در شاهنامه و سایر کتب تاریخی به خوبی میتوان جنگ ها و نبردهای طولانی را جزء ویژگی های اصلی این سلسله تاریخی دانست. در واقع بارزترین خصوصیت این دوره تاریخی را میتوان جنگ میان ایران و توران دانست.

مجموعه داستان های تاریخی و گاها دردناک این دوره تاریخی را به وضوح میتوان در سراسر شاهنامه خواند و در نهایت به عظمت قدمت تاریخی و فرهنگ ایران زمین پی برد.

اشکانیان : اشکانیان سومین سلسله پادشاهی است که در شاهنامه از آن یاد میشود. سلسله پادشاهی اشکانیان در تاریخ با نام هایی همچون اشکانی و پارت نیز معرفی شده است. اشکانیان از لحاظ تاریخی یکی از تاثیرگذارترین دوران ایران زمین است زیرا یکی از قدرتمندترین سلسله های ایرانی بود. ارزشمند بودن این دوره ابعاد مختلفی دارد از جمله این موارد میتوان به قدرت سیاسی و فرهنگی ایرانیان نام برد که یکی از مهم ترین عوامل برتری و وسعت این سلسله بود. نکته دیگری که باعث شد در شاهنامه نیز از این سلسله به عنوان یکی از قدرتمندترین سلسله های ایرانی یاد شود 471 سال فرمانروایی گسترده ای بود که بر قسمت غرب آسیا داشتند.

در جست و جوی صورت گرفته در تاریخ میتوان گفت این سلسله قدرتمند ایرانی توسط ارشک تاسیس گردید که حدودا سه قرن پیش از میلاد مسیح روی کار آمد و به مرور زمان قدرت گرفت و به یکی از قدرتمندترین سلسله های ایرانی تبدیل گردید.

در سراسر شاهنامه به خوبی میتوان آثار و نشانه هایی از پادشاهان اشکانی را یافت و به خوبی میتوان شاهد قدرتمندی ایرانیان در این دوره تاریخی بود.

ساسانی : نوبت رسید به آخرین دوره پادشاهی که در شاهنامه از آن یاد شده است. ساسانیان یکی دیگر از دوران پادشاهی در ایران کهن است که در دوران پیش از اسلام و قبل از حمله مسلمانان به ایران در کشور پهناور ایران  حکومت میکرد. اگر بخواهیم به صورت دقیق به تاریخ حکومت ساسانیان اشاره کنیم باید بگوییم از سال 224 الی 651 میلادی این سلسله بر ایران حاکم بود.

البته اگر در تاریخ به مطالعه این سلسله بپردازیم درمیابیم که این سلسله در میان مردم با نام ایرانشهر نیز شهرت داشت. پایه گذاری این سلسله ایرانی به واسطه اردشیر بابکان صورت گرفت. زمانی که اردشیر توانست اردوان پنج را شکست دهد به پادشاهی اشکانی خاتمه داد و ایران را از ویرانگی نجات داد. شاید یکپارچی ایران را بتوان مدیون اردشیر بابکان یا اردشیر اول ساسانی دانست.

حکیم فردوسی ناجی زبان پارسی

باتوجه به تاریخی که ایران باستان داشت و مجموعه حملاتی که از سمت اعراب صورت میگرفت زبان پارسی باید به دست فراموشی سپرده میشد. فراموشی زبانی که آنچنان قدمت والایی دارد بسیار دردناک است. ادبیات و زبان هر کشور و آیینی یکی از مهم ترین عوامل فرهنگ ساز آنها است که در واقع باعث افتخار هر ملتی میباشد.

با مطالعه تاریخ به خوبی خطر فراموشی زبان و فرهنگ پارسی را میتوان حس کرد. دقیقا زمانی که در ایران زمان زبان و فرهنگ اعراب روی کار آمده بود و فرهنگ غنی ایرانیان به دست فراموشی سپرده شده بود حکیم فردوسی با سرودن شاهنامه با این چنین ویژگی های برتری که دارد توانست با چنگ و دندان این زبان و فرهنگ غنی ایرانیان را یادآور سازد و از فراموشی آن در تاریخ جلوگیری به عمل آورد. البته شایان ذکر است حکیم فردوسی تنها یکی از افراد ارزشمندی است که با تلاش های پی در پی خود توانسته است فرهنگ و زبان مردم ایران زمین را زنده نگه دارد.

ایده اصلی حکیم فردوسی چه بود؟

در مورد شاهنامه این اثر فاخر حکیم فردوسی روایات بسیاری است. یکی از موثق ترین روایاتی که در این خصوص مطرح شده است الگوبرداری و ایده اصلی شاهنامه است. روایات متعددی در مورد بن مایه اصلی شاهنامه وجود دارد.

مطابق روایات و آثار تاریخی متعددی که در مورد شاهنامه وجود دارد میتوان گفت بن مایه اصلی شاهنامه از ” شاهنامه ابومنصوری ” گرفته شده است. در واقع شاید بتوان گفت پس از مطالعه شاهنامه ابومنصوری توسط حکیم فردوسی چراغ سراییدن شاهنامه منظوم در ذهن این شاعر بزرگ ایران زمین روشن گردید.

اما شاهنامه ابومنصوری چه کتابی است که توانست باعث و بانی خلق این اثر قدرتمند جهانی شود؟ یکی از آثار کهن که جزء برترین آثار ایرانیان میتوان از آن یاد کرد شاهنامه ابومنصوری است. این اثر ادبی فاخر در سال 346 هجری قمری به رشته تحریر کشیده شد. اما نگارش این اثر ادبی قدرتمند به هیچ عنوان خود جوش نبود بلکه در سال 346 ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی که در آن زمان حاکم توس بود دستور نگارش این اثر ادبی را صادر کرد و بلافاصله پس از صدور این دستور ابومنصور معمری که وزیر ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی بود به رشته تحریر درآمد.

قطعا در این لحظه به شدت از اعجاب شاهنامه حکیم فردوسی در ذهن شما کاسته شده است. اما باید زود قضاوت نکنید و به ادامه این مطلب توجه کنید.

شاهنامه ابومنصوری تنها یک کتاب تاریخی بود که به نثر نوشته شده بود و محتوای این کتاب تاریخی نیز تنها به نقل تاریخ قبل از اسلام میپرداخت. تمام انسان ها به صورت نا خودآگاه و بدون هیچ پیش زمینه ای از تاریخ و وقایع آن آگاهی نداشتند و قطعا هر فردی برای نقل تاریخ به هر سبکی نیازمند یک منبع موثق خواهد بود. حکیم فردوسی نیز شاهنامه تاریخی ابومنصور را به عنوان منبع مورد قبول خود مورد استفاده قرار داد تا با مطالعه آن از تمام وقایع تاریخی پیش از اسلام آگاهی یابد.

البته باعث تاسف است که امروز این کتاب تاریخی ” شاهنامه ابومنصوری ” از بین رفته است و تنها مقدمه این کتاب موجود است که چیزی حدود پانزده صفحه است. البته پا بر جا ماندن همین چند صفحه از این اثر تاریخی با ارزش را نیز مدیون حکیم فردوسی هستیم زیرا تا سالیان سال در نسخه خطی شاهنامه کیم فردوسی از مقدمه شاهنامه ابومنصوری به عنوان مقدمه استفاده میشد.

همین چند صفحه به جای مانده از کتاب شاهنامه ابومنصوری جزء افتخارات ایرانیان است که در کنار کتب تاریخی قدیمی نظیر تاریخ بلعمی جزء قدیمی ترین آثار ادبی و تاریخی ایرانیان میباشد و تمامی این کتاب ها جزء کتاب هایی هستند که به خوبی حاکی از ادبیات غنی ایرانیان میباشد و دقیقا مطابق چنین شواهدی است که جهانیان نسبت به فرهنگ و تمدن غنی ایرانیان قدیم تکیه دارند.

دلیل جهانی شدن اثر ادبی حکیم فردوسی

چرا از شاهنامه به عنوان آثار جهانی یاد میشود ؟

در سراسر این مقاله و در حالت کلی در تمام کتب آموزشی و تاریخی همواره از شاهنامه فردوسی به عنوان یک اثر ارزشمند و فاخر جهانی یاد میشود. به نظر شما چه چیزی باعث ارزشمندی این اثر ادبی تا این حد شده است؟

شاهنامه و حکیم فردوسی در میان ایرانیان همواره مورد تقدیر و ستایش بوده است. زیرا در درجه اول بازگو کننده تاریخ و تمدن ایرانیان در زمان های گذشته بوده است اما از لحاظ جهانی چرا تا این حد مورد تایید و استقبال جهانیان قرار گرفته است؟

 در واقع شاهنامه حکیم فردوسی هر روز یادآور فرهنگ و تمدن غنی ایرانیان به ما میشود و این در مجموعه آثار ایرانی باعث جهت گیری نویسندگان و شاعران متعددی شده است و در مقیاس جهانی نیز به صورت کلی بازتاب بینظیری میان هنرمندان آثار آنها داشته است.

از جمله هنرمندان و بزگان ادب و هنر در جهان که بازتاب شاهنامه بر آنها و اثارشان تاثیر گذاشت میتوان به گوته که در زمره  بزرگترین شاعران ، ادیبان ، سیاستمداران ، محققان ریال انسان شناسان ، فلاسفه ، محققان آلمانی قرار دارد و در جهان نام نیکی از خود به جای گذاشته است نام برد. شاید گوته را نیز بتوان هم رده حکیم فردوسی بزرگ دانست زیرا همانطور که ایرانیان نیمی از فرهنگ و ادبیات خود را مدیون حکیم فردوسی هستند مردم کشور آلمان نیز ادبیات آلمانی را مدیون این مرد بزرگ تاریخ ادبیات جهانی میباشند. از جمله دیگر افرادی که بازتاب اثر فاخر حکیم فردوسی تاثیر بسیاری بر او نهاد میتوان از وکتور هوگو یاد کرد. ویکتور هوگو به خودی خود یکی از بزرگان و مفاخر جهانی در حوزه ادبیات و هنرهای مختلف میباشد. در واقع ویکتور هوگو شخصی است که در بسیاری از حوزه های ادبی شعر ، داستان ، نمایش نامه یکه تاز بوده است و همواره از وی به عنوان یکی از بزرگترین افراد تاریخ یاد میشود. اگر بخواهیم به طور کلی ویکتور هوگو را معرفی کنیم و یک عنوان به وی اختصاص دهیم باید بگوییم ویکتور هوگو یکی از بزرگترین نویسندگان فرانوی است و فرانسوی ها بخش اعظمی از ادبیات خود را مدیون ویکتور هوگو میباشند.

با خواندن تاریخ به عمق نفوذ شاهنامه این اثر فاخر حکیم فردوسی در سراسر جهان و تمام فرهنگ ها و تمدن ها پی میبریم. یک اثر ادبی تا چه حد میتواند ارزشمند باشد که در سراسر جهان الگوی بسیاری از مفاخر ادبی قرار گیرد. البته امروز نیز به وضوح شاهد این ارزشمندی هستیم. در حال حاضر شاهنامه حکیم فردوسی نه تنها به زبان فارسی موجود است بلکه هر روز شاهد ترجمه آن به ی.ک زبان بیگانه هستیم. همین که شاهنامه به عنوان یک اثر ادبی ارزشمند به زبان بین المللی ترجمه شده است نشانگر همه جانبه بودن آن است و به خوبی میتوان فهمید که شاهنامه نه تنها مورد استقبال و تحسین ایرانیان است بلکه از سمت جامعه جهانی که دوستدار تاریخ و ادبیات هستند قرار گرفته است.

هنگامی که تاریخ را مورد بررسی دقیق قرار دادیم متوجه شدیم که نخستین بار شاهنامه فردوسی در سال 601 ترجمه شد. جالب است بدانید این ترجمه که نخستین ترجمه از شاهنامه است به زبان عربی صورت گرفته و توسط شخصی به نام بنداری اصفهانی انجام شده است. در واقع نخستین استارت ترجمه شاهنامه در سال 601 انجام شد و همین نخستین بار بانی ترجمه های بعدی به زبان های مختلف شد و به همین جهت است که امروزه شاهد گسترش شاهنامه در سراسر نقاط جهان با زبان های مختلف هستیم.

دلیل نام گذاری شاهنامه
دلایل نام گذاری ؟!

شاید برای شما هم به عنوان یک ایرانی همواره این سوال مطرح باشد که چرا از این اثر فاخر حکیم فردوسی با نام ” شاهنامه ” یاد شده است؟

حتما شما هم همانند هزاران شخص دیگری که شاهنامه را مورد مطالعه قرار داده اند بر این تصور هستید که حکیم فردوسی خود به شخصه نام این اثر ارزشمندش را شاهنامه نهاد، اما نکته جالب این است که در هیچ جای تاریخ و در هیچ قسمت این اثر نامی از شاهنامه در میان نبوده است. بلکه بالعکس حکیم فردوسی بارها و بارها از این اثر فاخر خود با نام هایی همچون ” نامه ” ، ” نامه خسروان ” ، ” نامه شهریار ” ، ” نامه باستان ” و نام هایی از این قرار یاد کرده است . تنها قسمتی که حکیم فردوسی از واژه شاهنامه استفاده کرد در هجونامه بوده است اما در این قسمت نیز حتی از شاهنامه استفاده نکرده است بلکه در این مورد نیز از واژه ” شهنامه ” استفاده شده است.

اما به نظر شما با وجود این مسائل چطور نام این اثر فاخر را شاهنامه نهادند؟ تنها دو دلیل برای نام گذاری این اثر وجود دارد. عموما آثار ادبی که در آن زمان با مضمون حکایات پادشاهان بود با نام شاهنامه معرفی میشد و اما دلیل مهم تری نیز وجود دارد که در اواسط این مقاله به آن اشاره شد. حکیم فردوسی در سرایش شاهنامه از یکی از کتب تاریخی به نامه ” شاهنامه ابومنصوری ” الهام گرفته بود و این مورد شاید یکی از مهم ترین دلایلی باشد که امروزه این اثر ارزشمند را با نام ” شاهنامه ” میشناسیم.

اگر بخواهیم به شاهنامه و نحوه روی کار آمدن آن بپردازیم مجبور به تهیه مقاله ای بلند بالا هستیم. اگر شما هم نسبت به زنده نگه داشتن ادبیات ایرانیان هستید پیشنهاد میکنیم در راستای حفظ و گسترش آن اقدام نمایید و از همین امروز شروع به خواندن و انتقال مفاهیم شاهنامه نمایید.

منبع : بلاگ باغ آینه

نظرتان را بنویسید

سبد خرید