رشد هیجانی کودک

رشد هیجانی کودک

رشد هیجانی امروزه موضوع مورد بحث روانشناسان به نام و مشهور جهان است. تا چند سده پیش همین که یک کودک از لحاظ جسمانی رشد کامل و نرمالی داشت او را به عنوان یک فرد تکامل یافته میشناختند. اما به نظر شما امروزه با وجود آشنایی محققان با ابعاد مختلف وجود انسان ها تکامل چه معنایی دارد؟ قطعا واژه تکامل امروزه معنای دیگری یافته است که به نوعی پیکیج کاملی از ابعاد مختلف وجود انسان را در بر دارد.

در این مقاله قصد داریم منحصرا به موضوع رشد هیجانی کودکان اشاره کنیم. یکی از مراحل تکامل انسان ها که شاید در این قرن به آن توجه بسیار زیادی میشود و از جمله عوامل تاثیرگذار در برتری افراد نسبت به یکدیگر باشد. حال که رشد هیجانی تا این حد در تکامل انسان ها موثر است در درجه اول باید بدانیم رشد هیجانی چیست تا بتوانیم راهکارهایی جهت رشد آن ارائه دهیم.

هیجان

هیجان چیست؟

خب برای درک واژه رشد هیجانی در ابتدا باید بدانیم هیجان چیست؟ تا به حال به این موضوع اندیشیده اید که هیجان چیست؟ پیش از آن که بخواهیم در مورد هیجان توضیح و توسیف علمی داشته باشیم پیشنهاد می دهیم زمانی بسیار هیجان زده شده اید را تصور کنید. عموما انسان ها هنگام مواجه شدن با یک اتفاق غیر منتظره واکنشی عاطفی از خود بروز میدهند که این واکنش باتوجه به اتفاق رخ داده می تواند خوشایند یا ناخوشایند باشد. اگر بخواهیم هیجان را در لغت جست و جو کنیم نیز باید بگوییم هیجان از واژه انگلیسی  ” Emotion ” گرفته شده است. اما در لغت هیجان به چه معنا است؟ اگر بخواهیم معنای واژه ای هیجان را تحقیق کنیم به عامل تحریک کننده ارگانیسم های انسانی خواهیم رسید. دقیقا این معنا درست ترین و دقیق ترین توسیف هیجان است. زیرا هیجان ناشی از عوامل خارجی است که منجر به تحریک عواطف درونی انسان همچون شادی، غم، خشم و… می شود.

یکی از مواردی که در علم روانشناختی تا کنون بسیار مورد توجه بسیار قرار گرفته است هیجان است. البته همانطور که در ابتدای این مقاله به این موضوع اشاره کردیم در چند سده و یا شاید چند دهه اخیر توجهات روانشناسان به هیجان و رشد آن بسیار جلب شده است. البته این بدان معنا نیست که هیجان امری ناشناخته باشد بلکه از آن به عنوان معیارهای تکامل انسانی یاد نمیشد. اما حال با پیشرفت هایی که جامعه روانشناسی شاهد آن بوده است هیجان و بهتر است بگوییم رشد هیجان یکی از بنیادی ترین عوامل است که نه تنها این مورد برای روانشناسان و جامعه شناسان مورد توجه واقع شده است بلکه خانواده ها نیز باتوجه به درک اهمیت رشد هیجانی سعی در پرورش انسان هایی تکامل یافته تر هستند تا به این واسطه جامعه ای نوین را به وجود آورند.

در علم روانشناسی امروزه هیجان جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است گاها در مقالات متعدد با این موضوع مواجه می شویم که روانشناسان از هیجان به عنوان یکی از بنیادی ترین عوامل پرورش و تکامل انسان ها یاد می شود. اما به نظر شما چرا هیجان و رشد هیجانی تا این حد اهمیت یافته است؟

مطابق تحقیقات صورت گرفته بسیاری از اختلالات روانی انسان ها از رشد هیجانی آنها نشات میگیرد پس برای داشتن جامعه ای آرمانی قطعا در گروی رشد هیجانی صحیح افراد تشکیل دهنده آن می باشد. همانطور که در سری مقالات روانشناسی که پیش از این منتشر کردیم روانشناسان باغ آینه توجه بسزایی به کودکان دارند، البته امروزه این توجه نه تنها در جامعه روانشناسان بلکه در خانواده ها نیز نفوذ کرده است. قطعا الان در این فکر هستید که چرا باید تا این حد به رشد و پرورش کودک در خانواده اهمیت داد. داشتن جامعه ای که از لحاظ روانی از سلامت کامل برخوردار می باشد یکی از آرزوهای هر انسانی است اما تحقق چنین آرزویی در کودکان و پرورش صحیح آنها خلاصه می شود. کودکان پس از ورود به این دنیا هیچ چیز نمیدانند و تنها تحت تاثیر اطرافیان به خصوص پدر و مادر خود با این جهان آشنا شده و ویژگی های رفتاری آنها نیز به شدت تحت الشعاع والدینشان میباشد. پس اگر قرار باشد جامعه ای آرمانی داشته باشیم باید کوچک ترین عناصر آن را به درستی تربیت کنیم و پرورش دهیم که در این پرورش صحیح نیز در درجه اول خانواده نقش آفرینی می کند.

نحوه رشد هیجانات کودک

یکی از مهم ترین مسائلی که باید در پرورش کودک به آن توجه گردد رشد هیجانی کودک است زیرا همانطور که گفته شد بسیاری از مشکلات و اختلالات روانی انسان ها ناشی از عدم رشد هیجانی آنها می باشد. شاید اگر رشد هیجانی کودکان به بهترین شکل ممکن صورت گیرد در جامعه شاهد هیچ یک از مشکل و معضلی نباشیم، بسیاری از معضلات اجتماعی که شاهد آن هستیم گاها سلامتی انسان ها را به خطر می اندازد. چه بسا اگر رشد هیجانی کودکان به بهترین شکل ممکن و مطابق با معیارهای روانشناختی صورت پذیرد شاهد جامعه ای سرشار از سلامتی باشیم.

و اما مورد دیگری که در رابطه به رشد هیجانی باید بدانید انواع هیجان ها است. دقیقا درست متوجه شدید هیجان ها نیز به خودی خود گروه بندی و دسته بندی متفاوتی دارند. شاید بهتر باشد بگوییم هیجان عموما چند بعدی است. بدان معنا که هیجان در حالت کلی به صورت مجموعه ای از پدیده های زیستی، ذهنی و اجتماعی در وجود انسان ها یافت می شود.

وقتی میگوییم هیجان پدیده ای زیستی است بدان معنا است که انسان ها در پی هیجان خود برای حضور در موقعیت به خصوصی آماده می شوند. در واقع شاید بتوان گفت هیجان است که سطح انرژی جسمانی فرد را برای حضور در موقعیت های مختلف تعیین می کند. شاید این موضوع برایتان گنگ باشد اجازه دهید با بیان مثالی به شفتف سازی ان بیشتر کمک کنیم. به عنوان مثال فرض کنید در موقعیتی قرار گرفته اید که خشم به عنوان هیجان شما است. عموما وقتی شما خشمگین می شوید دست به انجام اموری خواهید زد که در حالت عادی هیچ تمایلی به انجام آن ندارید این واکنش میتواند در قالب کلام و یا واکنش جسمانی فرد ظاهر شود.

هیجان را نوعی پدیده ذهنی نیز میتوان دانست، چطور هیجان پدیده ای ذهنی تلقی می شود؟ غالبا انسان در شرایطی که دچار هیجان می شود ذهن او به سمت بروز احساساتی همچون خشم، شادی، خشنودی و… فرمان می دهد پس میتوان هیجان را تا حدی به عنوان پدیده ذهنی دانست.

و اما چرا هیجان را نوعی پدیده اجتماعی معرفی می کنیم، فرض کنید دوست شما هیجان زده شده است، چطور میتوان هیجان او را توصیف کرد؟ قطعا هیجان افراد با حالات مختلفی بروز پیدا می کند که تشخیص آن بسیار راحت می باشد. به همین جهت است که از هیجان به عنوان یک پدیده اجتماعی نیز یاد می شود. درواقع هیجان اجتماعی به نوعی حالات اجتماعی افراد هنگام بروز پدیده هیجان می باشد. به عنوان مثال هیجان از بعد اجتماعی را با حرکات منحصر به فرد هر شخص هنگام هیجان همچون تغییر در تن صدا و یا تغییرات چهره از جمله بالا رفتن ابروها یا لبخند روی لب ها دانست.

تمامی انسان ها در لحظات به خصوصی از زندگی خود دچار هیجان شده اند و با روش های منحصر به فردی آن را بروز می دهند و گاها نیز آن را سرکوب کرده و کنترل می کنند. رشد هیجانی نیز دفقیقا به معنای کنترل هیجانات درونی انسان ها است. هر فردی باید قادر به مدیریت رفتار خود به خصوص بروز هیجانات در مواقع مختلف باشد و این دقیقا به معنای رشد هیجانی یا به اصطلاح بهتر تکامل هیجانات است. شاید برایتان سوال برانگیز باشد که هیجان یک امر اتفاقی است و چطور می توان آن را کنترل کرد؟ به عنوان مثال شرایطی را تصور کنید که شرایطی پیش آمده است که دچار تنش هیجانی از نوع عصبانیت شده اید یک انسان بالغ که به رشد هیجانی رسیده است قابلیت کنترل هیجانات خود به بهترین شکل ممکن را داشته و در موقعیت بهترین رفتار را از خود بروز می دهد. درواقع شخصی که دارای رشد هیجانی است به خوبی می تواند تنش عصبی خود را کنترل کرده و رفتار صحیح را جایگزین آن نماید. تصور کنید اگر تمام انسان ها دارای رشد هیجانی کامل باشند و از این حیث به تکامل رسیده باشند دیگر در دنیا شاهد هیچ دعوا و تنش نخواهیم بود و زندگی سرشار از شادی و آرامش را تجره خواهیم کرد. قطعا به این موضوع فکر می کنید که این امر غیر ممکن است اما باید بگوییم جامعه ای این چنین که تک تک اعضای آن دارای رشد هیجانی صحیح باشند قطعا چنین جامعه ای را به وجود خواهد آورد. امروزه در جوامع و کشورها شاهد به وقوع پیوستن این آرزو بودیم. قطعا شروع این تغییر ریشه در تربیت و پرورش صحیح فرزندان خواهد بود.

روند رشد هیجانی کودکان

تا الان با مطالعه این قسمت از مقاله قطعا متوجه شده اید که هیجان چیست و چرا روانشناسان بر رشد هیجان به خصوص در مورد کودکان تا این حد تاکید دارند و روزانه با تعداد زیادی مقاله و مطالب علمی مواجه می شویم که بر رشد هیجانی کودک اشاره می کند.

اما در این قسمت قصد داریم در مورد رشد هیجانی کودک توضیحاتی ارائه دهیم و درواقع هیجانات کودک را مورد بررسی قرار دهیم. همانطور که در قسمت های ابتدایی این مقاله و تمامی مقالات در مورد کودکان به این موضوع اشاره کردیم تمامی رفتارهای کودک از رفتار والدین آنها نشات می گیرد. حتی در مورد هیجانات نیز به همین شکل است. هیجانات ابتدایی کودک نیز همچون سایر انسان ها است و در واقع هیجانات کودکان نیز همانند انسان های بالغ با ترس، محبت و خشم آغاز می شود. البته این موارد تنها آغازگران هیجانات کودک می باشد این هیجانات ابتدایی از اولین تجربه های کودک ناشی می شود و غالبا برای تمام کودکان یکسان است، این هیجانات در ابتدا تنها نسبت به برخی از محرک ها بروز پیدا می کند به عنوان مثال در ابتدا تمامی کودکان نسبت به صداهایی بلند واکنش نشان داده و به نوعی حالات هیجانی توام با ترس را تجربه می کنند، پس از بروز این هیجانات کودک رشد هیجانی را تجربه می کند که بسیار گسترده تر خواهد بود. در واقع کودک پس از رشد هیجانی که پیدا می کند قادر به ارائه رفتاری متناسب با هر اتفاق خواهد بود.

البته امروزه در مورد هیجانات و رشد هیجانی کودکان نظریه های مختلفی از روانشناسان مختلف وجود دارد. گروهی از روانشناسان در مورد کودکان با هیجانات سه گانه ترس، محبت و خشم را رد کرده و این موارد را نوعی عکس العمل نسبت به عوامل خارجی می دانند. اما همچنان گروهی از روانشناسان بر این عقیده هستند که هیجانات نیز همانند عکس العمل نسبت به وقایع روزمره می باشد. اما باتوجه به جدیدترین یافته ها و تحقیقات روانشناسانی همچون برت می توان گفت تمامی هیجانات بشر از گروهی هیجان های عمومی نشات می گیرد که به مرور فرد با کسب تجارب مختلف در طول زندگی دچار رشد هیجانی شده و برخی هیجانات اختصاصی برای انسان ها پدیدار می شود که میتوان از جمله آنها به ترس، خشم و محبت یاد کرد.

البته سایر روانشناسان نیز باتوجه به تحقیقاتی که در حوزه رشد هیجانی کودکان انجام دادند به نوعی تایید کننده تحقیقات برت می باشد. اگر بخواهیم به برخی از این محققان و نتایج تحقیقاتشان اشاره کنیم می توان از محققانی همچون شارمن و بریدجز نام ببریم که نتایج تحقیقات آن ها نیز تایید کننده تحقیقات برت است. نتیجه تحقیقات این محققان بسیار جالب است در این قسمت به صورت خلاصه به این نتایج اشاره خواهیم کرد.

رشد هیجانات کودک

این محققان که در زمینه رشد هیجانی کودکان به صورت کامل تحقیقاتی ارائه دادند بر این عقیده هستند پروسه رشد هیجانی کودکان از قانون خاصی پیروی می کند، مطابق این تحقیقات تمام کودکان در ابتدای ترین لحظات زندگی خود نوعی هیجانات عمومی را تجربه خواهند کرد که عموما در تمامی افراد به یک شکل می باشد اما به مرور زمان هرچه کودک از لحاظ سنی رشد پیدا می کند و با محیط اطراف خود آشنا می شود و حدودا در سه ماهگی کودک شروع به بروز رشد هیجانی خواهد بود زیرا در این زمان کودک قادر به بروز هیجاناتی همچون خوشحالی می باشد این پروسه کسب تجربه در کودک ادامه دارد تا سن شش ماهگی که با بروز هیجاناتی همچون خشم و نفرت میتوان به خوبی شاهد روند رشد هیجانی کودک بود، اما این پروسه در اینجا متوقف نمی شود و کودکان عموما در سن یک سالگی قادر به بروز هیجاناتی توام با محبت و در نیمه های دو سالگی نیز قادر به بروز خوشحالی خود خواهند بود و کم کم شاهد هیجاناتی نظیر خودخواهی نیز خواهیم بود. کودک تا به این سن تنها تجربه گر هیجانات عمومی و ابتدایی می باشد اما از این بعد است که به مرور شاهد رشد هیجانی او خواهیم بود. از دو سالگی به بعد است که کودک رفته رفته میتواند باتوجه به هر موقعیت به خصوصی میتواند هیجانات به خصوصی را نشان دهد که متناسب با آن واقعیت می باشد.

کودکان در پایان دو سالگی که تجربه گر تمامی هیجانات عمومی بوده و به اصطلاح شاهد رشد هیجانی عمومی بودند از این به بعد در لحظه لحظه زندگی خود در حال کسب تجربه های مختلف هستند. فراموش نکنید کودک تا سن دو سالگی بیشترین ارتباط را با والدین خود دارند و از لحاظ جسمانی هنوز قابلیت بروز هیجانات وسیع تر را ندارند اما به محض ورود به سن سه سالگی با توجه به ارتباطات وسیع تر و الهام گرفتن از اطرافیان رفته رفته به رشد هیجانی خود بیشتر کمک خواهند کرد.

کودک در سن سه سالگی خود حد نهایی رشد هیجانی خود را تجربه می کند. کودک در این سن در جایگاهی قرار دارد که قوی ترین سطح هیجانات را تجربه کرده و دیگر هیچ زمانی از طول زندگی خود نمیتواند این موضوع را درک کند. قطعا برخی از رفتار کودکان سه ساله توجه شما را به خود جلب کرده است. کودکان سه ساله در اوج گریه و ناراحتی قادر هستند لبخندی زیبا بر لب آورند و حتی از اعماق وجود بخندند، در نهایت هیجات خشم میتوانند به یکباره شاد باشند و در نهایت ترس می توانند حس اطمینان را تجربه کنند. اغلب والدین هنگامی که با این شرایط مقابله می شوند به این می اندیشند که فرزندشان در آینده به بازیگر خوبی تبدیل خواهد شد. اما باید بگوییم این کودک در حال رشد هیجانی است و تک تک احساساتی که از خود بروز می دهد منشاء به خصوصی دارد، اما این دوره تنها زمانی است که یک فرد در طول رشد هیجانی خود تا این حد بی ثباتی هیجانات را تجربه می کند. از این سه به بعد به شدت از تغییرات هیجانات کودک کاسته خواهد شد. اما همین بی ثباتی هیجانات مهم ترین مرحله در رشد هیجانی کودک می باشد. او در تمام لحظاتی که در حال بروز هیجانات مختلف از خود می باشد در حال کسب تجربه است پس میتوان سن سه سالگی را مهم ترین مرحله رشد هیجانی فرد دانست.

اما کودک در سن پنج سالگی خود تقریبا به ثبات رشد هیجانی خود رسیده است و دیگر شاهد عواطف و هیجانات نوسانی نخواهد بود. در این سن اغلب کودکان علاوه بر پدر و مادر خود نیاز به ارتباط برقرار کردن با سایر هم سن و سالان خود را احساس می کنند. کودک پس از ورود به اجتماع بزرگ تر و با رو به رو شدن گروهی از کودکان هم سن خود قابلیت های بیشتری کسب می کند او در این سن تجربه گر تشکل و حضور در گروه های مختلف می باشد و کم کم می توان رفتار پرخاشگرانه رادر کودکان پنج ساله مشاهده کرد. این رفتار و به نوعی این هیجان کودک ناشی از حس رقابتی است که در تک تک لحظات حضور در کنار هم سن و سالان خود کسب کرده است. به مرور پس از حضور بیشتر در جامعه کودک شاهد رشد هیجانی بیشتری خواهد بود و اغلب روانشناسان هفت سال ابتدایی زندگی افراد را سن تشکیل و ثبات هیجانات کودک و بهترین سن رشد هیجانات او می دانند. کودک در این هفت سال از زندگی خود به صورت دائم در حال کسب تجربه رفتاری از والدین، دوستان و تمام افراد تشکیل دهنده جامعه اطراف خود هستند و از طریق محیط اطراف خود تجربه های مختلفی از مقابله با شرایط مختلف و بروز هیجانات متفاوت در شرایط مختلف را می آموزند. کودک در این سن از احساسات و عواطف دیگران در شرایط مختلف الگو بداری می کند. تمامی دلایل ترس اطرافیان، نحوه خشمگین شدن، نحوه واکنش آنها نسبت به رفتارهای محبت آمیز و… در کودک مشابه اطرافیان خواهد بود. او می آموزد در شرایط مختلف هیجانات خود را کنترل کرده و در هر لحظه باتوجه به موقعیت خود واکنش هیجانی مناسبی را از خود بروز دهد و حتی در سنین بالاتر نیز این فرد قادر به کنترل بروز رفتارهای هیجانی نا مناسب خواهد بود.

نکته ای در مورد رشد هیجانی کودکان وجود دارد این مواردی که در این مقاله مورد مطالعه قرار داده اید تنها شامل کودکانی است که در مسیر رشد طبیعی جسمانی خود دچار اختلال نباشند.

منبع : بلاگ باغ آینه

نظرتان را بنویسید

سبد خرید