تاریخچه سه تار

تاریخچه سه تار

تاریخچه سه تار

تاریخچه سه تار شاید برای بسیاری از افراد علاقمند به موسیقی جالب توجه باشد، اغلب افرادی که در کلاس های آموزش سه تار حضور دارند اولین سوالی که در ذهنشان تداعی می شود تاریخچه سه تار و نحوه ی روی کار آمدن آن است.

در این مقاله قصد داریم شما را با تاریخچه سه تار این ساز قدیمی ایرانی آشنا سازیم. قبل از آنکه در مورد تاریخچه سه تار و نحوه روی کار آمدن آن سخن بگوییم لازم می دانیم در مورد ماهیت این ساز ایرانی و قدیمی اطلاعاتی ارائه دهیم.

موسیقی اصیل ایرانی

سه تار چیست

اغلب در کلاس های آموزش سه تار به این موضوع اشاره می شود که سه تار از آن دسته از سازهای اصیل و قدیمی ایرانی است که اغلب در نواحی غرب آسیا اغلب مئورد استفاده قرار می گرفت. البته سه تار تنها با این نام در جوامع ایرانی مشهور نیست، گاها از سه تار با نام آواتار نیز یاد می شود. آواتار اغلب واژه ای است که توسط عرفا مورد استفاده قرار می گرفت.

اگر بخواهیم پیشینه تئاتر را بررسی کنیم قطعا به این نتیجه خواهیم رسید که سه تار از خانواده موسیقی تنبور است درواقع از دیرباز شباهت سه تار با تنبور باعث شده است آن را از خانواده تنبور بدانند. البته سه تار شباهت بینظیری به تار دارد و اغلب نوازندگان تار با سه تار نیز آشنایی دارند.

سه تار از جمله سازهای زهی و مضرابی در موسیقی ایرانی محسوب می شود و نوازنده برای ایجاد صوتی زیبا از انگشت اشاره دست راست استفاده می کند.

اغلب نام سه تار باعث ایجاد اشتباهی رایج در بین افراد می شود، تصور عموم این است که سه تار همانطور که از نامش مشخص است باید دارای سه سیم باشد اما در واقعیت اینطور نیست. درواقع سیم های سه تار متشکل از چهار سیم میباشد. ابلته ساز سه تار نیز همانند سایر موارد سیر تکامل را پشت سر گذاشته است. در تاریخچه سه تار در قسمت های مختلف مشاهده شده است این ساز خوش نوا در زمان های ابتدایی روی کار آمدن دارای سه تار بود اما به مرور زمان تعداد تارهای آن به چهار رسید. دقیقا دلیل نام گذاری این نوع ابزار نواختن موسیقی نیز به دوران ابتدایی ساخت و اختراع آن باز میگردد.

سیم سوم و چهارم در سه تار در فاصله بسیار نزدیک به هم قرار دارد و جالب است بدانید این فاصله آنقدر کم است که معمولا سیم سوم و چهارم به صورت هم زمان با هم نواخته می شود و حتی در اصطلاحات تخصصی اغلب از این دو سیم با نام سیم ” بم ” یاد می شود.اهمیت سیم چهارم در تولید صدای دلنشین امری غیر قابل انکار است و این موضوع حتی چندین بار توسط بزرگان علم موسیقی از دیرباز تا کنون بارها و بارها تایید شده است.

اگر بخواهیم از لحاظ زمان و تاریخ موضوع روی کار آمدن سیم چهارم در ساز سه تار را مورد بررسی قرار دهیم قطعا به این نتیجه خواهیم رسید که این سیم از لحاظ زمانی مدت ها پس از سه سیم دیگر روی کار آمده است، اما موقعیت این سیم کجاست؟

سیم چهارم ساز سه تار از لحاظ موقعیت مکانی روی سه تار از بالا به پایین در جایگاه سومین سیم قرار دارد. افزودن این سیم ظریف تحول عظیمی در علم موسیقی به وجود آورد. اما این تحول را مدیون چه کسی هستیم؟

نکته جالب توجه که در تاریخچه سه تار وجود دارد نام گذاری سیم چهارم سه تار است، این سیم چهارم دستگاه سه تار با نام سیم مشتاق نیز در جوامع موسیقی معروف می باشد.

اما دلیل این نام گذاری چه چیزی بود و منشاء آن چه بود؟ در تاریخچه سه تار روایت های بسیاری وجود دارد و یکی از این روایت از ابوالحسن صبا نقل شده است. این روایت بیانگر این است که سیم چهارم سه تار توسط درویشی با نام مشتاق علی شاه روی کار آمده است.

درواقع این سیم که سرنوشت و تاریخچه سه تار را تغییر داد توسط درویشی به نام مشتاق ابداع گردید و آنچنان تحولی در تولید صدا و موسیقی از طریق سه تار ایجاد کرد که امروزه میتوان به آن به دید یک ابداع نگریست.

این چهار سیم موجود بر روی سه تار از جنس فولاد و برنز می باشد و موقعیت آن بر روی سه تار از قسمت کاسه تا پنجه کشیده شده است.

سه تار نیز همانند آلات موسیقی دیگر از تعدادی پرده تشکیل شده است. تعداد پرده های سه تار به صورت دقیق 28 عدد می باشد که اغلب از جنس ابریشم یا روده حیوانات می باشد.

اگر بخواهیم صدای خارج شده از سه تار را مورد بررسی قرار دهیم قطعا به این نتیجه می رسیم که این صدا ظریف است و اغلب به صدای غمگین نزدیک می باشد.

صدای خارج شده از سه تار تا حدودی نزدیک به 3 اکتاو است زیرا بازه صوتی حاصل از سه تار از هنگام بم دو خط زیر حامل تا لا بمل بالای خط حامل است که همین موضوع باعث شده است تا در نزدیکی 3 اکتاو باشد.

همانطور که پیشتر نیز متذکر شدم سه تار به سازهای دوتار و تنبور شباهت بسیاری دارد، اگر در موسیقی های مختلف در جست و جوی نواختن سه تار باشید قطعا به این موضوع پی می برید که اکثرا از سه تار برای تک نوازی استفاده می شود.

از سه تار اغلب برای تکنوازی استفاده می‏شود. سه تار از آلات موسیقی است که برای هر دستگاه کوک مشخص و متفاوتی دارد، اما تجربه ثابت کرده است کوک سه تار اغلب فاصله چهارم یا پنجم پایین رونده معمولا بین سیم های اول و دوم ثابت است.

همانطور که به این موضوع اشاره شد سه تار از خانواده ساز تنبور می باشد اما اگر بخواهیم دیدی عمیق تر و ظریف تری داشته باشیم از جهت نحوه نواختن، حالت دسته سه تار، در حالت کلی از جهت تمام تکنیک هایی که در نواختن دارد شباهت بسیاری به تار دارد و به نوعی می توان در تاریخچه سه تار آن را از خانواده تار دانست.

ساز سه تار همانند هر نوع از آلات موسیقی دیگر صدایی خاص و ویژه دارد که افراد به خصوصی به این موسیقی با این نوع صدا علاقمند هستند. اگر بخواهیم در تاریخچه سه تار بجوییم و گروه به خصوصی از افراد که به این نوع ساز علاقمند می باشند را معرفی کنیم می توان به صوفیان اشاره نمود. صوفیان از جمله افرادی هستند که بیشترین علاقه را به ساز سه تار نشان دادند و شاید بتوان در میان تاریخچه سه تار دلیل این نوع علاقه را به صدای نازک و دلنشین این ساز ربط داد.

اجزاء سه تار

اجزاء سه تار

موضوعی که لازم میدانیم در مقاله تاریخچه سه تار به آن اشاره نماییم اجزاء تشکیل دهنده سه تار این ساز اصیل ایرانی می باشد. قطعا برای افرادی که به دنبال اطلاع یافتن از تاریخچه سه تار هستند اجزاء آن نیز قابل اهمیت است و قطعا برایشان جالب است بدانند این ساز موسیقی از چه اجزایی تشکیل شده است.

با یک دید کلی به سه تار می توان از لحاظ ظاهری این ساز را متشکل از یک جسم کاسه ای و یک دسته دانست که هر یک از این دو جزء دارای ساختاری بهخصوص می باشد. قسمتی به نام خرک بر روی صفحه سه تار و قسمتی دیگر به نام سیم گیر در انتهای کاسه سه تار قرار دارد. موقعیت سیم گیر بر روی سه تار به نحوی است که اگر آن را بر روی زمین قرار دهیم این قسمت سیم گیر به زمین اصابت خواهد کرد. در قسمت انتهایی دسته مذکور قسمتی به نام پنجه قرار دارد و این پنجهمختص قرار گرفتن گوشی ها یا ابزارهایی مختص تنظیم کوک می باشد.

در قسمت های قبل مدام به این موضوع اشاره شد که سه تار شباهت بسیاری به تار دارد اما یکی از تفاوت های سه تار و تار در محل قرار گیری گوشی می باشد. اگر تار و سه تار را با هم مقایسه کنیم قطعا متوجه این موضوع خواهیم شد که سه تار بر خلاف تار دارای جعبه گوشی نیست، در سه تار گوشی ها بر روی سر پنجه قرار دارند و داخل آن قرار ندارند.

اگر اندکی دید دقیق تر به سه تار داشته باشیم باید به سیم های چالش برانگیز آن توجه کنیم. در این قسمت قصد داریم چهار سیم که بر روی سه تار قرار دارد را از لحاظ جنس رنگ و نام مورد بررسی قرار دهیم.

سیم های تشکیل دهنده سه تار

سیم یکم : این سیم همانطور که از نام آنمشخص است اولین سیم سه تار است و از لحاظ رنگی سفید است، هر یک از سیم های سه تار داری جنس های متفاوتی هستند و همین تفاوت جتس باعث خوش آوا بودن نت های خارج شده از آن می شود. اولین سیم موجود بر روی سه تار از جنس فولاد می باشد، شنیدن نام فولاد شاید در ذهن شما این تصور را ایجاد کند جنس فولاد سخت است و چطور چنین جنس مستحکمی می تواند صدای ظریف و نازکی تولید کند. نکته جالب توجه در این سیم ها قطر ظریف و باریک آنها می باشد. اولین سم سه تار که از جنس فولاد است ضخامت آن در ابعاد میکرون است و اگر بخواهیم به میزان دقیق آن اشاره کنیم باید بگوییم این سیم در قطری حدود 20 الی 22 میکرون است. قطعا با این توصیف به ظرافت این سیم پی برده و به نوعی توجیه کننده جنس سخت آن خواهد بود. این سیم به نام سیم حاد معروف است.

سیم دوم: این سیم نیز همانند مورد قبل مشخصات و خصوصیات متفاوتی دارد، این سیم با رنگ زرد تولید شده و بر روی سه تار قرار می گیرد و اگر در تاریخچه سه تار اندکی بجوییم این سیم را با همین رنگ خواهیم یافت و امروزه نیز به همین شکل با همین رنگ موجود می باشد. این سیم زرد رنگ از لحاظ جنس چیزی متفاوت با سیم اول و سفید رنگ می باشد. سیم دوم از جنس برنز است و همانند مورد قبل بسیار ظریف است و این نوای خوش حاصل از چنین سیم ظریف برنزی می باشد البته قطر سیم دوم اندکی بیشتر از سیم اول می باشد. اگر بخواهیم با جزئیات بیشتری به توصیف این سیم بپردازیم باید بگوییم سیم دوم سه تار قطری حدود 22 الی 25 میکرون است، این سیم نیز در مقیاس میکرون است و قطعا بسیار نازک و ظریف می باشد اما در مقایسه با سیم اول اندکی ضخیم تر می باشد. این سیم نیز باتوجه به خصوصیاتی که دارد نام متفاوتی نیز به خود اختصاص داده است، معمولا در علم موسیقی سیم دوم زرد رنگ با نام سیم ” زیر ” نیز شناخته می شود.

سیم سوم : سومین سیم تشکیل دهنده سیم های سه تار دقیقا مشابه سیم اول است، تمامی مشخصات این سیم همانند سیم اول می باشد. این سیم نیز بسیار ظریف و نازک تر از سیم دوم است و قطری حدود 20 الی 22 میکرون دارد و از لحاظ جنس نیز همانند سیم اول جنس آن فولاد می باشد. حتی این سیم از لحاظ مشخصات ظاهری و رنگ آن بسیار شبیه به سیم اول می باشد و رنگ آن سفید است. اما این همان سیم مشهوری است که در تاریخچه سه تار به آن توجه بسیاری می شود و به نوعی شاید سرگذشت سه تار را مدیون این سیم باشیم. دقیقا این سیم با نام مشتاق شناخته شده است. البته گاها در تاریخچه سه تار مشاهده شده است از این سیم با نام زنگ نیز یاد می شود.

سیم چهارم : حال نوبت به آخرین سیم و شاید متفاوت ترین سیم رسیده باشد. آخرین و چهارمین سیم موجود بر روی سه تار بسیار متفاوت تر از سه سیم دیگر است. البته این تفاوت شاید تنها از لحاظ قطر و ضخامت آن باشد اما باتوجه به آن که ایجاد نوای خوش هر دستگاه موسیقی را مدیون سیم های ظریف آن هستیم به همین جهت م توان سیم چهارم را سیمی متفاوت دانست.

اگر بخواهیم شباهت این سیم را با سایر سیم های موجود بر روی سه تار بیابیم شاید بتوان آن را شبیه سیم دوم دانست. سیم چهارم سه تار نیز همانند دومین سیم آن زرد رنگ است و حتی از لحاظ جنس سیم نیز مشابه سیم شماره دو می باشد. هر دو این سیم ها از جنس برنز است و تنها تفاوت آن در نام گذاری و قطر می باشد. سیم دوم با نام ” زیر ” معروف است در حالی که سیم شماره چهار با نام ” بم ” در جوامع هنری و موسیقی مشهور است و حتی از لحاظ قطر و ابعاد سیم نیز تفاوت هایی وجود دارد. سیم شماره دو از لحاظ ضخامت تفاوت بسیار اندکی با دو سیم حاد و مشتاق داشت اما این سیم از لحاظ قطر بسیار متفاوت تر از دو مورد قبل است اگر بخواهیم به اندازه دقیق آن اشاره کنیم باید بگوییم سیم شماره چهار قطری حدود 35 الی 40 میکرون دارد.

کاسه در تاریخچه سه تار 

تا کنون بارها متذکر شدیم در تاریخچه سه تار این ساز کهن و قدیمی ایرانی را بسیار شبیه به تار می دانند اما این شباهت از چه بابت است. یکی از وجه شباهت هایی که سه تار با تار دارد در کاسه آن می باشد. دقیقا کاسه سه تار از حیث ساختاری شباهت بینظیری به کاسه عود یا تنبور دارد. اما با وجود این شباهت ها تفاوت هایی نیز وجود دارد، اگر چه از لحاظ ساختاری کاسه این آلات موسیقی شباهت بسیاری به هم دارد به گونه ای که در تاریخچه سه تار به این موضوع اشاره شده است اما از لحاظ ظاهری میتوان این شباهت را نقض کرد زیرا کاسه ساز سه تار از لحاظ ابعادی و شکل هندسی تفاوت هایی دارد، کاسه سه تار اندکی کوچک تر از ساز تنبور و عود می باشد و حتی از لحاظ شکل هندسی نیز ساز سه تار به نوعی گلابی شکل می باشد. اغلب در تاریخچه سه تار به این نکته اشاره می شود که جنس کاسه سه تار از جنس چوب توت یا گردو می باشد.

اگر بخواهیم به ابعاد دقیق کاسه سه تار اشاره نماییم باید بگوییم طول این قسمت از سه تار چیزی حدود 26 الی 30 سانتی متر است و عرض آن نیز حدودا 12 الی 16 سانتی متر است و ارتفاع یا به عبارت بهتر عمق آن نیز 13 سانتی متر است. در تاریخچه سه تار کاسه های مختلفی را مشاهده کردیم اما اغلب مرسوم ترین نوع کاسه سه تار در دو حالت یک تکه و ترک های جداگانه مشاهده می شود. در نوع اول با استفاده از دستگاه های به خصوصی چوب را به صورت یک تکه می تراشند و کاسه سه تار را از آن می سازند و در حالت دوم نیز ترک های جداگانه چوب به هم چسبانده می شود و در نهایت کاسه سه تار را تشکیل می دهد.

صفحه

یکی دیگر از اجزاء تشکیل دهنده سه تار صفحه آن می باشد. موقعیت صفحه سه تار روی کاسه است و به نوعی این صفحه با قرار گرفتن بر روی کاسه فضای بسته ای ایجاد می کند. اگر بخواهیم به صفحه موجود بر روی کاسه سه تار توجه کنیم سوراخ هایی بر روی آن مشاهده خواهیم کرد که با بررسی های متعدد در تاریخچه سه تار این سوراخ ها مشاهده شده است و دلیل آن نیز تولید صدا می باشد. البته شاید بهتر باشد اینطور بیان کنیم که خروج صدا از سه تار توسط این سوراخ ها انجام می شود. در حالت کلی صدا تنها از طریق مولکول های هوا به گوش انسان انتقال میابد و شندین هر آوایی را باید مدیون هوا و مولکول های آن باشیم. اگر سطح روی کاسه سه تار تنها صفحه ای بدون سوراخ قرار می گیرفت ممکن بود هیچگاه صدای دلنشین سه تار را احساس نکنیم و از این موسیقی لذت نبریم.

اغلب محل قرار گیری دست نوازنده در این قسمت است و برای افراد راست دست، قاعتا دست راست روی این قسمت قرار می گیرد و افراد چپ دست نیز دست چپشان را برای نواختن و ایجاد ضربه به سیم ها بر روی این قسمت قرار می دهند.

دسته سه تار

یکی از قسمت هایی که در تاریخچه سه تار از دیرباز حالت قدیمی خود را حفظ کرده است دسته سه تار می باشد. این قسمت از سه تار طولی حدود 40 الی 48 سانتی متر دارد. قسمتی از این دسته به قرار گیری گوشی ها اختصاص دارد و این قسمت طولی حدود 12 سانتی متر دارد، بر خلاف طول زیاد دسته سه تار عرض آن محدود است عرض سه تار حدودا 3 سانتی متر است. با جست و جو در تاریخچه سه تار مشاهده شده است در قسمت دسته از استخوان استفاده می شود. اغلب از استخوان به جهت پوشاندن دسته سه تار استفاده می شود و البته دلایل مختلفی پشت آن نهفته است و شاید از جمله آن بتوان به زیبایی بصری سه تار اشاره کرد اما مهم ترین دلیل آن ایجاد استحکام بیشتر در دسته سه تار می باشد. کمی قبل به این موضوع اشاره کردیم برخلاف طول بلندی که این دسته دارد عرض آن بسیار محدود می باشد و این موضوع ظرافت به خصوصی به سه تار می دهد و قطعا این ظرافت باعث می شود سه تار در موقعیت های مختلف آسیب ببیند و به جهت جلوگیری از آسیب سه تار در اثر ضربه های مختلف از استخوان استفاده می شود. با مطالعه ای عمیق در تاریخچه سه تار می توان به این موضوع پی برد که از دیرباز این روش برای محافظت و زیبایی از سه تار مورد استفاده قرار می گرفت و مشاهده شده است اکثرا از استخوان شتر برای این منظور استفاده می شد.

خرک

خرک نیز یکی از قسمت های سه تار است که محل قرار گیری آن روی کاسه است . شاید وظیفه خرک را بتوان نگه داشتن سیم ها دانست. درواقع سیم ها از قسمت دسته عبور کرده و به گوشی های می رسند.

گوشی

گوشی ها مهم ترین نقش را در کوک کردن ساز سه تار ایفا می کنند و در مطالعه تاریخچه سه تار به اهمیت گوشی ها می برید. درواقع سیم های موجود بر روی سه تار از یک سمت به سیم گیر موجود در انتهای سه تار و از سمت دیگر به گوشی های کوک شونده متصل هستند. تنها با چرخاندن این گوشی ها میتوان ساز را کوک کرد.

در این مطلب سعی شد علاوه بر ارائه تاریخچه سه تار به توصیف این ساز پرداخته شود. امیدواریم این مطلب برایتان سودمند باشد.

نظرتان را بنویسید

سبد خرید