مثنوی خوانی

دوره مثنوی خوانی

مثنوی خوانی یکی از مواردی که افراد عاشق ادبیات پارسی اوقات فراغت خود را به آن اختصاص می دهند. عوامل بسیاری باعث شد تا باغ آینه به عنوان معتبرترین موسسه فرهنگی هنری در کرج اقدام به تشکیل دوره های مثنوی خوانی نماید و شاید مهم ترین عامل آن گسترش بیشتر ادبیات پارسی قدیم بوده است.

البته کلاس های ادبی که در باغ آینه برگزار می شود به مثنوی خوانی ختم نمی شود بلکه کلاس های بینظیر دیگری همچون کتاب خوانی، شاهنامه خوانی و… نیز شامل این گروه می شود که طرفداران بسیاری دارد.

مثنوی نامی که اغلب افراد با شنیدن آن به وجد می آیند. اثری فوق العاده و بی نظیر که تا کنون خلق شده است و با گذر سالیان سال هنوز هم مورد توجه افراد قرار گرفته است.

مثنوی معنوی از گنجینه آثار قدیمی است که هنوز هم انسان ها به دنبال مطالعه آن هستند. اما شاید درک آن برای تمام افراد آسان نباشد.

باغ آینه به عنوان یک موسسه فرهنگی هنری همه جانبه شرایطی را فراهم ساخته است تا افراد علاقمند بتوانند تحت نظارت برترین اساتید استان البرز و در کنار افرادی که عاشق مثنوی هستند و در این زمینه صاحب نظر می باشند به مطالعه این اثر ارزشمند بپردازند.

مولانا تا حدی به شهرت رسیده است که سرگذشت وی برای بسیاری از افراد جالب توجه شده است. در ابتدای توضیح پیرامون دوره مثنوی خوانی به رسم قدردانی و یادبود خالق این اثر گرانبها اندکی به سرگذشت وی می پردازیم.

مثنوی معنوی

مولانا

شاید شما عزیزان علاقمند باشید تا در مورد حضرت مولانا و زندگی نامه وی اندکی اطلاعات کسب نمایید. به همین جهت این قسمت را به معرفی مولانا و سرگذشت نگارش مثنوی معنوی اختصاص دادیم.

جلال الدین بلخی ملقب به مولانا  یکی از برجسته ترین چهره های ادبی بود. مولانا در سال 604 هجری ( قرن هفتم )  در شهر بلخ دیده به جهان گشود.

مولانا در خانواده ای در نیشابور متولد شد و پدر ایشان معروف به بهاء الدین ولدین ولد بود که در بین مردم آن زمان از محبوبیت بالایی برخوردار بود. البته این محبوبت ها باعث بروز مشکلاتی شد پس از آنکه این محبوبیت روز به روز افزایش یافت محمد خوارزمشاه جایگاهش را متزلزل حس کند و همین محبوبیت باعث مهاجرت این شخصیت محبوب به قونیه شد.

مولانا نیز در بلخ متولد گردید و 13 سال کنار خانواده خود به زندگی ادامه داد اما در سن 13 سالگی به نیشابور سفر کرد در طول همین سفر بود که آشنایی مولانا و عطار شکل گرفت.

مولانا در حین سفر به نیشابور بود که توسط علاء الدین کیقباد به قونیه دعوت شد و به تبع آن محبوبیت بسیاری یافت.

اگر بخواهیم در مورد شخصیت بزرگوار مولانا سخن بگوییم صحبت طولانی خواهد شد پس اجازه دهید مستقیما به سراغ نگارش مثنوی معنوی برویم.

کلاس مثنوی

سرگذشت خلق مثنوی معنوی

همچنان برای تمامی اهل قلم و ادبیات جای سوال است که چه عاملی باعث میشود مردم به مثنوی خوانی علاقمند باشد، سالیان سال است که از نگارش این اثر جاودانه می گذرد اما هنوز رنگ و بوی ویژه آن در اذهان مردم نقش دیگری بسته است.

از افراد بزرگسال که عاشق ادبیات پارسی هستند گرفته تا نوجوانان که هنوز به خوبی رنگ و بوی ادبیات پارسی را حس نکرده اند همگی عاشق این اثر بی بدیل هستند. این عشق را به راحتی میتوان در کلاس های مثنوی خوانی به وضوح مشاهده کرد.

چطور بود که این اثر خارق العاده خلق شد؟ این اثر نشات گرفته از ذهنی پویا و متفاوت است، یک انسان در قرن هفتم چطور میتواند تا این حد دید متفاوت داشته باشد؟

از زمانی که مولانا به قونیه رفت بسیار مورد توجه مردم قونیه قرار گرفته بود و در سن 37 سالگی به محبوبیتی رسیده بود که افراد بسیاری مرید وی بودند.

او در سن 37 سالگی با شمس تبریزی آشنا شد. شاید این ملاقات اولین و تاثیرگذارترین مرحله در تغییر سرنوشت مولانا بود و شاید مثنوی معنوی این اثر ارزشمند را مدیون این ملاقات باشیم.

در همین اولین ملاقات بود که مولانا سخت شیفته ی شمس تبریزی شد. پس از این ملاقات بود که مولانا از لحاظ شخصیتی تغییر و تحول بسیاری یافت و گویا به شخص دیگری تبدیل گردید.

حتی در وصف این تحولات درونی شعری زیبا از وی موجود می باشد که در قسمت ذیل آن را مشاهده می نمایید.

زاهد بودم ترانه گویم کردی                   سر حلقهٔ بزم و باده جویم کردی

سجاده نشین با وقاری بودم                     بازیچهٔ کودکان کویم کردی

این دو بیت شعر گویای تمامی حالات و روحیات قبل و بعد آشنایی مولانا با شمس تبریزی است.

روایت از این قرار است که روزی مولانا در حال بازگشت به خانه از بازار بود که در مسیر با فردی مواجه شد. این مرد که ناشناس بود گستاخانه رو به مولانا کرد و  از وی پرسید ” صراف عالم معنی، محمد برتر بود یا بایزید بسطامی؟ ” مولانا که از شنیدن این سوال خشمگین شده بود با غضب خود به مرد نگاهی انداخت و با لحنی سرشار از خشم به او پاسخ داد ” محمد(ص) سر حلقه انبیاست، بایزید بسطام را با او چه نسبت؟ ” فرد نا شناس روی به مولانا گفت ” پس چرا آن یک سبحانک ما عرفناک گفت و این یک سبحانی ما اعظم شأنی به زبان راند؟ “

همین مکالمه باعث آشنایی مولانا و شمس شد. بله دقیقا این بیگانه که با گستاخی تمام وارد مکالمه با مولانا شده بود شمس تبریزی بود و آغاز آشنایی آن دو از همین نقطه آغاز شد.

حدودا در سال 642 هجری قمری بود که مولانا چنان شیفته ی شمس تبریزی شده بود که تحول عظیمی در خود به وجود آورد. این آشنایی منجر شد تا مولانا که فردی جویای علم و دانش بود را به سمت دیگری سوق دهد. پس از این ملاقات مولانا به فردی تبدیل شد که به شعر، دف ، سماع و موسیقی روی آورد. همین ملاقات بود که باعث شد اثری بی نظیر همچون مثنوی معنوی توسط مولانا خلق شود.

امروزه تمام کلاس ها و مجالس مثنوی خوانی را مدیون این ملاقات هستیم. البته هنوز هم با گذشت قرن ها و سالیان متوالی مشخص نشده است که مکالمه ی بین شمس و مولانا چه بود که تا این حد بر شخصیتی همچون مولانا تاثیر گذاشت.

شمس تبریزی از جمله عارفانی بود که در زمینه های مختلف از اطلاعات خوبی برخوردار بود اما افرادی به اشتباه در آن زمان او را به دیده ی فاقد علم و بصیرت می دانستند. مهم ترین چیزی که در حال حاضر می توان با توجه به آن در مورد علم و دانش شمس تبریزی سخن گفت آثار بی نظیر او است. مجموعه آثار وی به گونه ای است که خو گواه علم و دانش بی نظرش خواهد بود.

مجموعه آثار، جملات و لغات استفاده شده، تفسیر قرآن و… از یک فردی با دانش و علم بی نظیر بر می آید.

افرادی که در دوره های مثنوی خوانی شرکت می کنند بر علم بی نظیر شمس تبریزی اعتقاد دارند و از عاشقان و مریدان این عارف بزرگ هستند.

روایت های مختلفی نقل می کند که در سال 643 شمس تبریزی از مولانا دوری یافت و به رفت. تنها دلیل این کوچ سخنان نا سزای مریدان مولانا بود.

مولانا حال و هوای دیگری گرفت و همچون زاهدان ژنده پوش به دنبال کسب معرفت الهی بود در سال 643 هجری قمری این اوضاع موجب رنجش خاطر مریدان مولانا شد زیرا این حال او باعث شده بود کاملا نسبت به مریدانش بی توجه گردد.

در سال 643 مریدان مولانا تصمیم به آزار و اذیت شمس تبریزی که باعث این تحولات در مولانا بود گرفتند. در این زمان دقیقا توانستند به مقصود خود دست یابند و با آزار رساندن به شمس تبریزی باعث شدند وی به دمشق هجرت کند.

اما این کار نه تنها به بهتر شدن اوضاع مولانا کمکی کرد بلکه فراق شمس تبریزی روز به روز باعث به انزوا کشیده شدن مولانا میشد.

شعرهایی که در آن زمان برای وصف اوضاع از مولانا سروده شد حاکی از پشیمانی و ندامت مریدان وی است .

 پیش شیخ آمدند لابه‌کنان                          که ببخشا مکن دگر هجران

توبهٔ ما بکن ز لطف قبول                      گرچه کردیم جرم‌ها ز فضول

شاید اگر مریدان آن روزگار می دانستند در اثر این وصال چه آثار بی بدیلی خلق خواهد شد و یا حتی یک بار در مجالس مثنوی خوانی حضور پیدا می کردند به هیچ عنوان دست به این آزار و اذیت نمیزدند.

افرادی که اهل مطالعه و بالاخص مثنوی خوانی هستند قطعا به این موضوع واقف هستن که اولین غیبت شمس در این زمان اتفاق افتاد اما دست روزگار باعث وصال شد.

در این زمان پسر مولانا به نام سلطان ولد برای بازگرداندن شمس به دمشق رفت و توانست او را نزد پدر آورد.

اما باز هم این آزار و اذیت ها از سمت مریدان از بین نرفت و برای بار دیگر با نادیده گرفته شدن به آزار و اذیت شمس تبریزی پرداختن و اما این بار قضیه شکل دیگری به خود گرفت.

این غیبت شمس تبریزی غیبت دائم بود که در ابیاتی آن را به گوش سلطان ولد رسانید.

خواهم این بار آنچنان رفتن                     که نداند کسی کجایم من

همه گردند در طلب عاجز                       ندهد کس نشان ز من هرگز

چون بمانم دراز، گویند این                     که ورا دشمنی بکشت یقین

در این زمان بود که شمس تبریزی از قونیه هجرت نمود و پس از آن ناپدید شد به نحوی که حتی کسی تاریخ درستی از هجرت وی نمیداند.

البته پس از این هجرت مولانا نیز از شدت غم و ناراحتی نتوانست در قونیه به ماند و در جست و جوی شمس تبریزی به شام و دمشق رفت اما افسوس که او را نیافت.

بله این بار دیگر این هجرت معنای کامل تری به خود گرفته بود و مولانا نتوانست شمس تبریزی را بیابد و نا امید به قونیه بازگشت.

با توجه به اینکه این جست و جو سرانجام نداشت مولانا سعی کرد بازتاب شمس تبریزی را در وجود خود بیابد. پس از بازگشت این استاد بزرگوار به رقص و سماع و یافتن جلوه ی پروردگار در عالم هستی پرداخت.

شاید در آن زمان رقص و سماع برای مولانا همچون تمرین هایی طاقت فرسا برای رهایی جستن بود. درواقع مولانا با رقص سماء سعی داشت خود را از قید و بند مادیات و دنیای مادی رها سازد و کم کم در های معنویت را به روی خود بگشاید.

پس از شمس تبریزی مولانا در جست و جوی حقیقت الهی با افراد دیگری همچون صلاح الدین ضرکوب و حسام الدین چلبی آشنا شد که تا حدی جای خالی شمس تبریزی را برای این شاعر معروف جهانی پر کرد.

شاید تمامی این سرگذشت باعث شد تا امروز آثار بی نظیری همچون مثنوی معنوی را داشته باشیم و از آن بهرمند شویم.

مثنوی خوانی

تاثیرات مثنوی خوانی در افراد

حال که به سرگذشت این شاعر و شخصیت بی بدیل پرداختیم و با آن آشنایی پیدا کردیم بهتر است به تاثیراتی که مثنوی خوانی بر افراد می گذارد اشاره کنیم.

اصلا چرا امروزه در جای جای ایران و حتی کشورهای دیگر نظیر ترکیه تا این حد به مثنوی اهمیت می دهند؟ چرا کلاس های مثنوی خوانی در سطوح مختلف برگزار می شود؟

اصلا چرا در اکثر کلاس های دانشگاهی بخشی را به مثنوی خوانی اختصاص می دهند؟ مثنوی خوانی چه تاثیری در شکل گیری شخصیت انسانی دارد؟

هرچه باشد مثنوی معنوی از زبان یک عالم دنیا دیده نوشته شده است که در جست و جوی حقایق معنوی بوده است. چیزی که در طول تاریخ افراد بسیاری جویای آن بودند. شاید مهم ترین جذابیت آن دید جالبی است که مولانا در هنگام نگارش آن داشته است.

این دیدگاه مولانا در جای جای مثنوی حس می شود و افراد در کلاس ها و دوره های مثنوی خوانی به وضوح آن را حس می کنند.

تاثیری که مثنوی خوانی در وجود افراد دارد امری غیر قابل انکار است.

تمام افراد به دنبال یافتن استانداردهای اخلاقی هستند تا به واسطه آن بتوانند نکات مثمت وجود خود را ارتقاء دهند و از نکات بد وجودی خود دوری جویند.

مولانا در کتاب مثنوی خود به ستایش تمام نکات وجودی که باعث برتری انسان ها می شود اشاره کرده است و در مقابل از تمامی نکات منفی وجودی که آثار مخربی دارد نیز سخن گفته است.

البته این گفتار شاید برای تمام افراد قابل درک نباشد به همین جهت در کلاس های مثنوی خوانی به موضوعات اشاره دقیق تری می شود.

گاها مشاهده شده است که حازق ترین روان شناسان و مشاوران در جهت ارتقاء سطح علمی خود به کلاس های مثنوی خوانی مراجعه می نمایند زیرا مولانا با کتاب مثنوی معنوی خود بسیاری از حقایق روانشناسی را برای انسان ها آشکار ساخت.

تاثیر مثنوی در افراد

کلاس مثنوی خوانی مجموعه باغ آینه به بحث و گفتگو درباره ی بخش های مختلف اشعار مثنوی می پردازد. در دوره ی مثنوی خوانی برای رسیدن به درک درست از مفاهیم مختلف مثنوی معنوی، در ابتدا با نحوه ی صحیح خواندن اشعار مثنوی آشنا خواهید شد و به دنبال آن روخوانی صحیح از اشعار صورت می گیرد. علاوه بر این، با کمک اساتید حرفه ای در این فن، اشعار با همراهی اعضای کلاس تفسیر شده و  مثنوی از منظرهای مختلف مورد تحلیل قرار می گیرد. برداشت مختلف از اشعار مثنوی و بحث و تبادل نظر باعث شکل گیری محفلی دوستانه شده که  به درک بهتر و موشکافی دقیق تر اشعار مثنوی کمک می کند.در کلاس های مثنوی خوانی، اساتید این امکان را فراهم می آورند تا فهم اشعار برای کسانی که علاقمند به خواندن مثنوی هستند، بسیار آسانتر شده و با این اثر فخیم مولوی ارتباط نزدیکتری پیدا نمایند. در باغ آینه خواسته ایم برگ دیگری از فعالیت های فرهنگی را در حوزه های ادبی رقم بزنیم تا بدین ترتیب فاصله ای را که بین افراد و ریشه ی فرهنگی و اصالت ایرانی به وجود آمده است تا حدی کم رنگ نماییم. خوشبختانه در این گام با همراهی مردم هنردوست و فرهنگی کرج، توانسته ایم نمود پررنگی را در جامعه ی هر چند کوچک باغ آینه ایجاد نماییم و تجربه ای شیرین را برای همگی رقم بزنیم.علاقمندان برای نام نویسی در دوره های ادبی باغ آینه می توانند اطلاعات لازم را از طریق تماس با مجموعه دریافت نمایند.

روند برگزاری کلاس های مثنوی خوانی

در هر جلسه از این دوره ابیاتی از مثنوی خوانده می شود و پس از شرح مشکلات لغوی، معانی و اسرار عرفانی و معرفتی به بحث و بررسی گذاشته می‌شود. ویژگی‌های این کلاس‌ها آن است که در آن آموزه‌های مولانا با توجه به پیوندی که با زندگی و مسایل انسان امروز دارند بازخوانی و شرح داده می شوند. فضایی که برای کلاس های دوره مثنوی خوانی در نظر گرفته شده  صمیمانه و دوستانه بوده و افراد می توانند با دیگران در زمینه های مختلف گفت و گو و از مصاحبت با هم لذت ببرند. در هر دوره مثنوی خوانی یک بار به طور کامل مثنوی از آغاز تا پایان خوانده شده و شرح و تفسیر شود. علاقمندانی که مشتاق به اطلاع از شروع دوره های مثنوی خوانی مجموعه دارند می توانند با ما تماس حاصل نمایند.

مثنوی خوانی باغ آینه

از نخستین کلاس‌های آموزشی موسسه فرهنگی هنری باغ آینه مجموعه کلاس‌های مربوط به  مثنوی خوانی است، که توسط استادان احمد زاده و میرزایی دایر می باشد. هدف اصلی از برگزاری این دوره، آشنایی با مثنوی و مبانی مرتبط با اندیشه‌های مولانا می باشد. تلاش کرده ایم تا در دوره مثنوی خوانی آموزه‌های مولانا که نسل به نسل بینمان چرخیده است به زبانی روشن و ساده در معرض فهم و دریافت مخاطبان علاقه مند قرار دهیم.

ویژگی های دوره مثنوی خوانی باغ آینه :

تجربه چندین ساله

محیط مناسب

اساتید حرفه ای